تماس با ما

فرا رسیدن ماه محرم  را به تمامی همکاران فرهنگی خصوصا گروه زبان و ادبیات فارسی شهرستان رودان تسلیت می گویم .


نویسنده : ابراهیم سیاحی
تاریخ : شنبه بیست و هفتم آبان 1391

موضوع : جمع آوری لغات محلی و بومی قدیمی بخش جغین و نوشتن معادل فارسی آنها                 

 

معادل فارسی لغات

 

لغات بومی اصیل

 

ردیف

رود کوچک

 

چیل

1

مدرسه

 

مکتب

2

شتر نر

 

لوک

3

 

شتر ماده

معجی

4

 

رب گوجه

تماته

5

 

سبد

گیفر

6

 

کوزه

جهله

7

 

قلیان

چلیم

8

 

کفش

کوش

9

 

حمام

جون شور

10

 

دیگ

گلیف

11

دمپایی

 

چپت

 

12

اتاق

 

سراه

 

13

پله

 

پانگاری

 

14

چشم

 

چیم

 

15

نام پرنده ای است

 

جوشک

 

16

شلوار

 

شولا

 

17

نخ

رشمون

 

18

آب

 

یاو

19

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تهیه کننده:

 

وحید روزاندیش

کلاس دوم راهنمایی

شبانه روزی شهید

تندگویان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دبیر مربوطه:

ابراهیم سیاحی


نویسنده : ابراهیم سیاحی
تاریخ : چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391

به نام خالق زیبایی ها

 

موضوع انشا: توصیف فصل پاییز                                                        91/8/10

 

 

 

اواخر تابستان بود و کم کم روزهای پایانی خود را سپری می کرد . من از گرمای آن به تنگ آمده بودم٬  دلم می خواست هر چه زودتر فصل پاییز از راه برسد٬ بالاخره پاییز آرام آرام به روستای ما قدم گذاشت.

در این هنگام حس و حال خوبی به من و دوستانم دست داد. مدرسه ها باز شدند ٬  نوبت زنگ انشا بود. دبیر جدید وارد کلاس شد و بعد از توضیح درباره ی فصل های سال ٬موضوع: توصیف یکی از فصل های سال را پای تخته نوشت ٬ من فصل پاییز را انتخاب کردم زیرا هر ساله ٬آرزوی رسیدن این فصل را لحظه شماری می کنم و خیلی از آن لذت می برم. یک روز کنار حوض  آب٬ در حیاط نشسته بودم .به آواز خوش بلبلان گوش می دادم و از خوشحالی پرندگان دلم می خواست بال داشته باشم ٬ با آنها پرواز کنم و در شادی آنها شریک باشم به گوشه ی دیگر حیاط خیره شده بودم ناگهان پروانه ها را دیدم با بال های زرد وطلایی خود از فرا رسیدن پاییز احساس خوبی نداشتند و منتظر رسیدن بهار و شکوفه دادن گل ها بودند دلم برایشان سوخت . بعد از گذشت چند روزی از پاییز کم کم درختان رنگ زرد و طلایی به خود گرفتند٬


یک روز که کنار پنجره نشسته بودم و به بیرون نگاه می کردم متوجه شدم درختان از خوشحالی آرام آرام شروع به رقصیدن می کنند من هم این منظره بسیار زیبا را تماشا کردم و مدتی به فکر فرو رفتم . در حالی که تمام حواس و نگاهم به درختان بود یک دفعه صدای عجیبی شنیدم . لحظه ای طول نکشید که صدای شر شر باران گوش های مرا نوازش داد و حال و هوای رفتن به کوچه و خیابان جلوی خانه به من دست داد چتر را برداشتم  و در کوچه قدم زدم دیدم که دیگر آن صدای خش خش برگ های درختان که در روزهای قبل زیر قدم های من له می شدند و گوش عابران دیگر ی که از کوچه می گذشتند را نوازش می داد قطع شده است . برگ ها خیس شده بودند و آب  باران آن ها را با خود می برد. احساس کردم فرشی که زیر پای عابران گسترده شده بود را با خود می برد. اما همه جا را تمیز کرد. من هنوز در رویاهای پاییزی بودم که زمستان با کوله بارش از راه رسید و همه درختان را به خواب برد .  بله اینها همه از زیبای های جهان خلقت هستند که خداوند برای ما آفریده است.

و ما باید قدر این نعمت های خداوند را بدانیم. در پایان هم از دبیر گرامی تشکر می کنم که این موضوع را برای ما گفت و پیرامون فصل های سال صحبت کرد.

 

 

 

 

نویسنده: کلثوم جنگانی پور دانش آموز پایه سوم راهنمایی مدرسه راهنمایی ایثار

دبیر مربوطه: ابراهیم سیاحی

 


نویسنده : ابراهیم سیاحی
تاریخ : چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید